مطالعه ارتباط بین اجتناب مالیاتی و تأخیر غیرعادی در گزارشگری مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس

قسمتی از متن پایان نامه :

2-5-5-5) مؤدیان مالیاتی

مؤدیان مالیاتی، ‌عموماً به دو دسته تقسیم می شوند: مؤدیان قانون مدار و مؤدیان قانون گریز.مؤدیان قانون مدار آن‌هایی هستند که مطابق قانون و به نسبت سهم خود، مالیات را پرداخت می‌کنند و عمومآً مشکلی را برای سازمان امور مالیاتی ایجاد نمی‌کنند این نوع مؤدیان غالبائ تمکین می‌کنند و از ایجاد هزینه و مشکل برای سازمان پرهیز می‌کنند به همین علت سازمان مالیاتی نیز از این نوع مؤدیان اظهار رضایت کرده و غالباً کوشش می گردد این نوع مؤدیان باقی بمانند و یا بر تعداد آن‌ها افزوده گردد. اما در مورد دیگر مؤدیان قانون گریز بحث و سخن بسیار می باشد و سازمان امور مالیاتی کوشش می کند با انواع سیاست‌ها، آن‌ها را وادار به پرداخت مالیات کند. مؤدیانی قانون گریز محسوب می شوند که مالیات‌های معوق را به دستگاه مالیاتی تحمیل می‌کنند که همین موضوع یکی از گلوگاه‌های نظام مالیاتی ایران می باشد. به نظر می‌رسد در این‌گونه مواقع، سنجش اندازه مالیات‌های معوق و برنامه‌ریزی در جهت وصول آن‌‌ها، بهترین گزینه موجود باشد. مالیات‌های معوق به مالیات‌هایی اطلاق می گردد که از حیث تشخیص مالیات، به مرحلهء فعلیت رسیده‌اند اما به هر دلیل به حیطه ی وصول درنیامده و امکان وصول آن‌ها هست. بدیهی می باشد اگر ثابت گردد که حجم ذخایر مالیاتی معوق قابل وصول به حدی معنادار می باشد که قادر به تأمین اهداف درآمد مورد نظر خواهد بود، در آن صورت برنامه‌ریزی عملیاتی جهت وصول این مالیات‌ها منطقی و موجه می باشد. اگر دستگاه مالیاتی ناگزیر از اعمال فشار مالیاتی بیش‌تری باشد چه بهتر که این فشار بر مؤدیان قانون گریز وارد گردد که بعضی سال‌ها از زیر مسوولیت پرداخت دیون مالیاتی خود شانه خالی کرده‌اند و اعمال خلاف قانون آن‌ها بعضائ مصداق تقلب مالیاتی بوده می باشد. بدیهی می باشد که مطالبهء دیون معوقه­ی دولت از عده‌ای متقلب، تنش‌های احتمالی ناشی از فشار مالیاتی را نیز به حداقل خواهد رساند و این با اهداف مورد نظر در خروجی سازمان مانند رضایت‌مندی مؤدیان خوش‌حساب و ارتقای سطح عدالت مالیاتی نیز سازگار خواهد بود. یکی از راه‌های کاهش خطای مؤدیان در اظهار و پرداخت مالیات به کارگیری مناسب نظام جریمه و پاداش می باشد. نظام جریمه بایستی به نحوی اجرا گردد که به گونه متوسط رفتار مؤدی مالیاتی را عوض کند. با این حال با مؤدیانی که بی‌نظم هستند و قانون را رعایت نمی‌کنند، بایستی به شدت برخورد نمود. همچنین بایستی توجه نمود که جرایم افراطی وضع نشود و مؤدیان ناامید نشوند. تجربه نشان داده می باشد که تغییر ایجاد کردن در رفتار و توجه مؤدیان مالیاتی یک هنر بزرگ می باشد و عموماً اقدامات سریع و فشارهای سنگین، تنها مسکنی می باشد که در کوتاه‌مدت مؤثر می باشد و اثرات جاودان ندارد (رضایی، 1389) . در بحث مربوط به تجزیه و تحلیل رفتار مؤدیان مالیاتی، معمولاً 5 عامل در وهله­ی نخست بایستی واکاوی گردد :

الف – فرهنگ مالیاتی

فرهنگ مالیاتی به معنای باورهای مردم در مورد مالیات و لزوم پرداخت آن می باشد. “ترتر” فرهنگ مالیاتی را ذهنیت مالیاتی شامل توجه ها، و نیز الگوی رفتاری که شهروندان مشمول مالیات نسبت به مالیات و دولت دارند؛ تعریف کرده می باشد.

از نظر”برگر نرر” فرهنگ مالیاتی یک کشور خاص عبارت می باشد از یکپارچگی تمام نهادهای رسمی و غیررسمی مربوطه که با سیستم مالیاتی و اجرای عملی آن در ارتباط می باشد و به لحاظ تاریخی در فرهنگ آن کشور جای گرفته می باشد. عناصر تشکیل دهنده ی فرهنگ مالیاتی از نظر “نرر” شامل مالیات دهندگان، سیاست گذاران، کارشناسان، تحصیل کرده ها و مسئولین مالیاتی هستند. تعامل بین گروه های مختلف و بین اعضای یک گروه اتفاق می افتد. با تعامل مداوم روابط و همبستگی های اجتماعی در درازمدت شکل می گیرد. که این خود بخش اعظم فرهنگ مالیاتی کشور را می سازد. در نتیجه فرهنگ مالیاتی مفهومی بیش از فرهنگ اخذ مالیات و فرهنگ پرداخت مالیات را در بر می گیرد.

به زبان ساده تر فرهنگ مالیاتی مجموعه ای از طرز تلقی، بینش، برداشت ها و آرمان ها، ارزش های اجتماعی، قوانین جاری و اندازه آگاهی مردم از مالیات می باشد(جلال آبادی، عزیزخانی1384).

ب – تمکین

تمکین مالیاتی، پایبندی داوطلبانه به متن و روح قانون مالیاتی یا به تعبیری به مفهوم پایبندی مودیان

به تکالیف مالیاتی و رعایت قوانین مالیاتی از سوی آنها می­باشد. تمکین کامل مالیاتی مانند اهدافی می باشد که همه سیستمهای مالیاتی جهان در آرزوی دستیابی به آن هستند. در واقع می­توان گفت که درجه تمکین مالیاتی در هر کشوری معیار سنجش کارایی سیستم مالیاتی آن کشور می باشد(هاشمی، 1386)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ج – خودتشخیصی

سیستم خودتشخیصی مالیاتی، عموماً بر این برهان استوار می باشد که مؤدی بیش از هر کس دیگری به اوضاع و احوال مالی و درآمدی خویش آگاه می باشد. پس اگر سیستم مالیاتی به جایگاهی برسد که مؤدیان آن، خودشان به تشخیص صحیح مالیاتی بپردازند قطعاً از جنبه‌های مختلف باعث بهبود وصول مالیات خواهد گردید(رضایی، 1389) .

د – اطلاع‌رسانی

مانند وظایف مدیریت مالیاتی، آگاهی رساندن به مؤدیان برای سهولت بیش‌تر کار و مطلع کردن مردم از قوانین، آیین‌نامه‌ها و بخشنامه‌ها و تصمیمات سازمان می باشد. این امر به گونه سیستماتیک از فرار مالیاتی (اجتناب از مالیات) کاسته و باعث خودبه‌خودی افزایش تمکین مالیاتی می گردد. ایجاد سایت اینترنتی، انتشار روزنامه و یا مجله­­­­ی تخصصی در زمینهء مالیات، ایجاد پایگاه‌های مشاوره در سراسر کشور، برنامه هفتگی رادیو و تلویزیونی، ایجاد بانک‌های مختلف اطلاعاتی و …. می‌تواند باعث اعتماد مؤدیان به سازمان مالیاتی گردد (رضایی، 1389) .

ه – حقوق مالیاتی

حقوق مالیاتی، رشته‌ای از حقوق عمومی می باشد که مقررات مالیاتی و مزایای اجرای آن‌ها را مقرر می‌دارد.  بنا بر تعریفی دیگر حقوق مالیاتی عبارت می باشد از درخواست و گرفتن اموال به صورتی که در قوانین مالیاتی آمده و به صورت وسیله‌ای برای توزیع مخارج عمومی دولتی بین افراد. اگر قبول کنیم که مالیات پولی می باشد که دولت جمع‌آوری می کند مفهوم حقوق مالیاتی را بهتر درک می‌کنیم. حقوق مالیاتی در اولین نگاه، مجموع مقررات حقوقی مربوط به مالیات به نظر می‌آید. مجموع این مقررات حقوقی در مورد اشخاص و اموالی اعمال می گردد که قبلاً به موجب قوانین تعریف و اظهار شده‌اند. پس به جاست که سازوکاری طراحی شده تا مؤدیان مالیاتی از نحوهء تعامل خود با نظام مالیاتی به گونه کامل آگاه شده و همچنین وظایف قانونی خود را در قبال این سیستم به نحو احسن اجرا کنند. مانند می‌توان فلوچارت‌های راهنمای مؤدیان را طراحی نمود و در اختیار آن‌ها گذاشت تا مؤدیان به وسیله­ی آن به گونه کاملاً شفاف وظیفه­ی خود را انجام دهند(آقانظری، 1389)

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوالات پژوهش:

پس از مطالعه مساله پژوهش و مطالعات مقدماتی درمورد جواب‌های ممکن، برای پاسخ به سوالات مطرح شده در قسمت اظهار مسأله، فرضیه‌های زیر تدوین شده‌اند:

1- آیا بین اجتناب مالیاتی و تأخیر در گزارشگری مالی شرکت ها ارتباط معنی داری هست؟

2- آیا بین نرخ مؤثر مالیات و تأخیر غیرعادی در تصویب سود سالیانه شرکت ارتباط معنی داری هست؟

3- آیا بین نرخ مؤثرمالیات نقدی پرداختی و تأخیر غیرعادی در تصویب سود سالیانه شرکت ارتباط معنی داری هست؟

4- آیا بین تفاوت دفتری مالیات و تأخیر غیرعادی در تصویب سود سالیانه شرکت ارتباط معنی داری هست؟

مطالعه ارتباط بین اجتناب مالیاتی و تأخیر غیرعادی در گزارشگری مالی

پایان نامه - تز - رشته حسابداری